عجالتاً مبتلا به اسهال ام، تا بعد چه شود؟! البته بارها تحقیق در مورد علل یا به قول برخی دلایل خودکشی صادق هدایت صورت گرفته و هر کسی چیزی گفتهاست، اما هنوز اجماعی وجود ندارد در مورد اینکه واقعاً چه چیزهایی هدایت را به خودکشی سوق دادند. هرگونه کپیبرداری و انتشار مطالب بدون ذکر منبع مستقیم پیگرد قانونی دارد. هیچکس باور نخواهد کرد. برخی دیگر برآن اند که خودکشی صادق هدایت بسیار تحتتأثیر ترور رزمآرا بودهاست. [18]: صادق هدایت، هشتاد و دو نامه، پاریس، 1379، ص 101. همایون از علت خودکشی بهرام خبر ندارد، اما به تدریج بر اثر برخی عوامل به شک میافتد که نکند بهرام با زن او، یعنی زن همایون، رابطه داشته است؟ خودِ همایون نیز در یکجا اقدام به خودکشی میکند که خیلی زود پشیمان میشود: [همایون] رفت پشت میز تحریر-اش نشست. � ���o�I�'�l�?D�Q�����Z�5m%���w��t5J�$VR������
m���y���!g܃�R)�I��Sـꯠ������"N����dYr:��.S���r"��Y~�s뇿�˟�����'f��R�cn�?�\�,��-�_�M�+��߭�b�`��z�q;��XL��&�ߗͯ>��;��r����q�t�v�$����ϫ+��Fi�\̙�j�Q��~�����R1w�>YY+�_}2���}��PZ��$��*������R��j��P��+-4�o/�� ��)UJ�R�������\�H�:Wm�U+��Ii��TLVkE�b�\��I�k���R�P���̔mo����_��O�ӟ�W�5��B�>_+�6JՊz�{�mw��㍓����ǯ�o��n~���_���]����y�y�e^}i��Oٿ�;�����ؗ��=t��~j�O��fw�x˾�ݱ_�v���}�~a���
ۆ9~�m���K����66mGن�p����j|�9��xcȒ��lD��ju�\L�F1�[��K�J�uy�q������? [(�����Yn�i���+����\�uiq◵�����ΙZ]�o����m;�X.����B~�P��K+K��]xr��,�o�Pnk�7s��`����Z���k���_)۟J
��r�k~��'�p�.�3�B�\)ޫ����~�WJ����L2��?釻��b����d���\�/�
�B�x�����O��}"Þ���\��iW�zm��˿
���}�V�^�6����'f�T_-�A��{���ri�*v��je�6`J�)S_[`���`�l{�4���Jq�T0��f7T�n�Qj�^�V)U�ftk�b�r�a�Uk���T����y�UKm�W�,��ř|ި������ ��7�X�Y��h��ӿ��_�ş���>�k»�
;3�x���\��W��!�����呞vZw�cC�C��R%\�A�dr�G�n����?���Z]�/��7f�������Z�q�#s��CccS��7�'����a�����e
TO=j>X\��'��C��&�F�T�c\�ί���-'����7hj7l�K�!8���x8[�[�_��B�Ae��ڨ�?Nud��`����
s[�Z��Z�U��j���ܐ%���7��m��w�ލ��C̢�B�A�4_��=��~��̩��L��
�f�g~]X������~خV}h�P��Eu�8T��i��=C�� گشتی در معروف ترین نقاشی های داوینچی | مرموز و جذاب! [20], «اوضاع به همان کثافت سابق میگذرد. صادق هدایت بارها و در سالهای مختلف به دوستان و آشنایاناش نامه نوشتهاست. زندهبگور مجموعه داستانی از صادق هدایت است که در سال 1312 منتشر شد. سگ بریند روی قسمت و همهچیز». برخی از اشارات راوی داستان زنده به گور به خودکشی عبارت اند از: 1- «هیچکس نمیتواند پی ببرد. [10]. چهار ستون بدن را به کثیفترین طرزی میچرانیم و شبها به وسیلهی دود و دم و الکل به خاکاش میسپریم و با نهایت تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آوردیم». نامهای دیگر که مربوط به همان مهرماه است نشان از آن دارد که روزها دارند خیلی سریع به سمت خودکشی صادق هدایت میروند. Internal clues and the setting on an island suggest Octave Mirbeau's The Torture Garden as an influence. من اطمینان دارم که هدایت فارغ از تمامی عللی که به خودکشی سوقاش دادند درگیر آن چیزی که من «بدبینی فلسفی» خواندهاماش بود؛ بدبینیای که یکی از لوازماش پایانپذیری انسان در این جهان است: مرگ! نمیتوانند از دستاش بگریزند». اما وقتی که مرگ هم آدم را نمیخواهد، وقتی که مرگ هم پشتاش را به آدم میکند، مرگی که نمیآید و نمیخواهد بیاید…! حتی خواهر خوشگل او در حال ازدواج است ولی او مجرد و بی همسر مانده. هرچه فکر میکنم هیچ چیز مرا به زندگی وابستگی نمیدهد، هیچ چیز و هیچ کس…». توی لولهی سرد و سیاه آن را نگاه کرد و آن را آهسته برد روی شقیقهاش گذاشت. ردپای خودکشی صادق هدایت در آثارش [ویرایش جدید], تاریکخانه را مردی روایت میکند که در حین سفر به شهری دیگر با مسافری عجیب برخورد کرده. … دردهایی که من داشتم، بار موروثی که زیرش خم شده بودم، اونا نمیتونن بفهمن». همه از مرگ میترسند، من از زندگی سمج خودم». اینکه گفته میشود خواندن بعضی کتابها (مثلا نوشتههای کافکا و صادق هدایت) موجب افسردگی و خودکشی در جوانان میشود، از نظر علمی، تا چه حد صحت دارد؟ �zD������;�+8D� �ga�T�y�l,�Z-�ի�"nH��?�VQ"*,�s3&W�����kVe�I����U�\�;Y;�S��T�YZZ�i~a��%� {g����T���k��-j|8Ԩ�m�f�������_~�������:���O�iu�V�ǂ���Ե��S9Z�TxY���
��;�o��������.X�~{��{�ްgc�:8'��^b��^x@��X����4{�Y
�-���r���t�E$��'�%z����V��f� 1���g��������.撉�0^���Y(&������|2�X�O�&��Ó7dž�&�4��pԛ�>�x{��iSR�J�RZ,�N��/l�V�c2�#��r�U�k��U�f�K�,�j���{�dХq����M�w���j��ޤx��yu�27Xk(�{��F����嵅" گناهمان هم این بوده که زیادی به زندگی ادامه دادهام و جای دیگری را تنگ کردهایم، همین. تفاوت امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم در نقاشی, مرگ و شک در اندیشهی هملت و نائلشدناش به بدبینی فلسفی. او در دنیای خیامیها زیست میکرد و بر این اندیشه بود که: هدایت شخصیتی حساس و رنجور داشت، با این قضیه که خدایی نیست – لااقل خدایی که از کودکی به او گفتهاند نیست – منبع ارزش درنظر-اش حذف شد و او مانده بود و ارزشآفرینیهای زمینیِ انسانها؛ چیزهایی که احتمالاً هیچزمان ارضایاش نکردند. صورتکها داستان شخصی به نام منوچهر است که معشوقهای دارد به نام خجسته. هست از پسِ پرده گفتوگوی من و تو |||
این مختصر را صادق هدایت درباره زندگی خود به اصرار علی اکبر دهخدا نوشت. صادق هدایت داستاننویس، مترجم و روشنفکر ایرانی بود او را همراهِ محمدعلی جمالزاده و بزرگ علوی و صادق چوبک یکی از پدران ... با طبع حساس گرفتار افسردگی شد. به هر حال حس میکنم که هر چه انرژی برایام مانده بود همه تمام شده. صد گفته! [8]. او سالها برای شهیدنورایی نامه مینوشت، اما در میان نامههایاش، آنها که مربوط به سالهای 1328 و 1329 هستند دلزدگی بیشتری دارند: از اوضاع و احوال حقیر خواسته باشید مانند سابق به طرز احمقانهای میگذرد. از این رو، در آخر داستان منوچهر اتومبیلاش را، که خجسته نیز در آن هست، چنان تند میرانَد که دست آخر تصادف میکنند: ناگاه چرخها لغزیدند، اتومبیل دور خودش چرخید و … در پرتگاه کنار جاده افتاد. دست آخر، همایون تکهای کاغذ را میان وصیتنامهی بهرام پیدا کرده و علت خودکشی بهرام بر او روشن میشود: لابد این کاغذ بعد از مرگام به تو خوهد رسید. کمالگرایی و میل به شهرت و مقام، درعینحال ارزشقائلنشدن از برای جهان و همچنین نگریستن به خود بهمثابهی کسی که در خانهی پدری زندگی میکند و پول چندانی ندارد، بسیار تأثیری منفی روی ذهنِ رنجور میگذارد! [21]. روشنفکران آن زمانِ ایران – که البته تعدادشان زیاد نبود – شوکه بودند از اینکه یکی از مشهورترین نویسندگان ایران خودکشی کردهاست. [14], 4.«… نمیخوام برای احتیاجات کثیف این زندگی که مطابق آرزوی دزدها و … موجودات زرپرست احمق درست شده و اداره شده شخصیت خودمو از دست بد». از همان روز به بعد منوچهر در این فکر میافتد که هم خود و هم خجسته را بکشد و هر دو در کنار هم بمیرند. [11]. من یک میکروب جامعه شدهام، یک وجود زیانآور». چندی است که با ناخوشیهای جورواجور کلنجار میروم. دست آخر خودکشی میکند و یادداشتهای او برجا میماند. ولی برای اینکه سِری در میان ما نباشد، اقرار میکنم که من بدری زنات را دوست داشتم. افسردگی و یأسی که در نامههای صادق هدایت وجود دارد انسان را به یاد تکهای از گجستهدژ میاندازد، تکهای که میتواند حسن ختامی بر بحث ما در باب خودکشی در آثار صادق هدایت باشد: ما همه تنهاییم. نگاهی به نمایشنامهی کالیگولا آلبر کامو + خلاصه و جملات کتاب, 17 تا از بهترین رمان های فلسفی که خواندهام, بدبینی فلسفی در کتاب افسانه سیزیف آلبر کامو, بررسی متن زندگی زیباست از چخوف در پرتو اندیشههای شوپنهاور, 40 جمله از کتاب درمان شوپنهاور بههمراه معرفی و خلاصه کتاب, مروری مختصر بر اشعار کارو دردریان | تلفیق شعر و درد, کتاب وقتی نیچه گریست اروین یالوم | خلاصه و بهترین جملات کتاب, ایمان علیه پوچی؛ مروری بر کتاب اعتراف من از لئو تولستوی, مرگ ایوان ایلیچ | روایت تنهایی و بیگانگی انسان محتضر, 40 تا از معروف ترین نقاشی های جهان | شاهکارهایی جاوید, بهترین موسیقی های کلاسیک | 21 شاهکار از کلاسیکهایی که شنیدهام, معرفی مفصل بیش از 35 کتاب برای شروع فلسفه و فلسفیدن, شوپنهاور و زن | تحقیر صریح زن از سوی یک فیلسوف منزوی, معرفی بیش از 50 تا از بهترین کتاب های فلسفی [بهروزرسانی جدید], 40 تا از نکات فیلم جوکر 2019 | واقعیاتی که احتمالاً نمیدانید, همهچیز در مورد گیاهخواری | کاملترین راهنمای وگانیسم, نگاهی به رساله فایدون از افلاطون | تراژدی مرگ سقراط, «ما هم میسوزیم و میسازیم. خود انجوی شیرازی هم بارها انکار کرده این قضیه را. توضیح پیرامون قهرمان زندگی خود بودن از نگاه نیچه, توضیحی مختصر در باب مواد ثلاث در فلسفهی اسلامی, توضیحی مختصر پیرامون استدلالهای ابن سینا در اثبات وجود نفس. بیخود و بیجهت روزها را به شب میرسانیم و شکر قادر بیهمتا را به جا میآوریم. یکجور auto-defense [دفاع از خود] بدن است، چون حالا دیگر باید به ندادههای خدا شکر بگذاریم – لنگلنگان قدمی برداریم و هی دانهی شکری بکاریم. او را همراهِ محمدعلی جمالزاده و بزرگ علوی و صادق چوبک یکی از پدران داستاننویسی نوین ایرانی میدانند. تاریکخانه صادق هدایت ، دنیای تاریک و روشن همین قصه است که انسان دور افتاده از اصل خویش ، به همهی تاریکیهای جهان ناشناختهاش گرفتار شده و راهی جز سر کردن و تحمل برایش باقی نمانده است. دست آخر آبجی خانم از فرط حسادت خودکشی میکند. برخی بحث میکنند که هدایت زنی را دوست میداشتهاست. صبح یک مشت گوشت سوخته و لش اتومبیل کنار جاده افتاده بود. البته خیلیها انکار کردهاند که هدایت به این دلیل خودکشی کردهباشد. صادق هدایت. این شخص، در سرتاسر زنده به گور در مورد خودکشی صحبت کرده، سیانور و تریاک میخورد تا بمیرد اما موفق نمیشود. فقط میدانم که خسته هستم و هیچ چارهای هم ندارم و یا دارم اما حوصلهی کوچکترین اقدام حتی تکاندادن سرانگشتام را هم ندارم. عدهای دیگر میگویند هدایت از رنج حیوانات و از وضعیت بغرنج جهان و البته وضعیت بد مردم ایران در عذاب بود و دستآخر اندیشه به این چیزها بود که به خودکشی سوقاش داد. رویهمرفته مضحک و احمقانه بوده هیچ جای گله و گونه هم نیست، چون موقعی میشود توقع داشت که norme [قاعده] در میان باشد نه در مقابل هیچ. [1]: صادق هدایت، مجموعه داستان زنده به گور، زنده به گور، تهران، نشر امیرکبیر، 1342، صص 11-10. در داستانهای گجسته دژ، چنگال و تاریکخانه نیز ردپای خودکشی وجود دارد. برای هیچ جور کاری دل و دماغ ندارم. فقط روزها میآیند و میروند؛ نه حقی داریم که از کسی بازخواست کنیم نه میهنی که به گذشته و آیندهی آن علاقهمند باشیم. [17]. [17]: محمود کتیرایی، صادق هدایت، تهران، 1349، ص 147. [12]: صادق هدایت، مجموعه داستان سگ ولگرد، تاریکخانه، تهران، نشر امیرکبیر، 1342، ص133. او در نامهاش که مربوط به 18 مهرماه 1329 است مینویسد: از اوضاع حقیر خواسته باشید با همان کثافت و بیتکلیفی قدیم میگذرد، با این فرق که چند ساعت هم به بیکاری اداری اضافه شدهاست. یکی از روشنفکران و نویسندگان شهیر ایرانی که داستان های کوتاه بسیاری در آثار خود به جا گذاشته است صادق هدایت می باشد. نیازی به ثبت ایمیل نیست. عاقبت خوبی ندارد. مسافر، که گویی, «زندگی به همان حماقت سابق ادامه دارد. طوری که انگار کیسهاش به ته رسیده باشد! درد پنهان، افسردگی و دیگر هیچ! [4], 5- «در این بازیگرخانهی بزرگ دنیا هر کسی یک جور بازی میکند تا هنگام مرگاش برسد». زمانی که رزمآرا را کشتهاند او از ترس اینکه گیرِ مذهبیها بیفتد خودکشی کرده و برخی دیگر میگویند او امید به روزهایی بهتر را با امید به رزمآرا داشته که با ترور رزمآرا امید او هم از بین رفتهاست. ۶- صادق هدایت (۱۳۳۰-۱۲۸۱) نخستین بار در سال ۱۳۰۷ بود که صادق خان هدایت جهانیترین نویسنده کشورمان خود را در طی یک خودکشی ناموفق در رودخانه مارن پاریس غرق کرد، اما نجات یافت. این داستان ماجرای دختری زشت را نشان میدهد که به خواهر خوشگل خود حسادت میکند. در نامهی یک ماه بعد یعنی 11 تیرماه 1329 هم از وضعیت وخیماش نوشتهاست: مدتهاست جواب فرمول و همهچیز برایام مفهوماش عوض شده و فاصله گرفته. یعنی نجاتش دادند! لطفاً دیدگاهتان را بنویسید. شبی که عروسی به پایان میرسد، صدای افتادن یک نفر در آب همه را بیدار میکند. 4- «چندین بار به فکرم رسید که چشمهایام را ببندم بروم جلو اتومبیل چرخهای آن از رویام بگذرد، اما مردن سختی بود». ببیند دربارۀ اعتیاد هدایت تردیدی نیست؛ البته ۹۰ درصد روشنفکران آن زمان اهل تریاک بودند (میخندد). همچنین این نوشتار بهانهای است برای اینکه نظرات علاقهمندان به هدایت پیرامون خودکشیاش را در قسمت نظرات بخوانیم و بر دانشمان افزوده شود. درباره دلایل خودکشی صادق هدایت روایتهای بسیاری نقل شده است. خانواده او را به فرنگ فرستادند. از جمله: «از حال ما خواسته باشی در نهایت کثافت عمر را به بطالت میگذرانیم». فرانتس کافکا (به آلمانی: Franz Kafka) (زاده ۳ ژوئیهٔ ۱۸۸۳ – درگذشته ۳ ژوئن ۱۹۲۴) یکی از بزرگترین نویسندگان آلمانیزبان در سده ۲۰ (میلادی) بود. بازگشت صادق هدایت از هندوستان. سال بعد از بانک ملی استعفا داده، در وزارت فرهنگ استخدام شد. [19], «نمیدانم چرا انقدر خسته شدهام. هرچه روزها میگذرند گویا وضع هدایت بدتر و بدتر میشود. راوی روایت میکند که فردای آن شب، به قصد خداحافظی به نزد مسافر رفته که او را در حالت خشکشده دیده. نمیدانم شما چه گناهی کردهاید که این ترهات را باید تحویل بگیرید! [22]: صادق هدایت، مجموعه داستان سه قطره خون، گجستهدژ، تهران، نشر امیرکبیر، 1333، ص173-172. شاهد توحیدی سرویس تاریخ جوان آنلاین: روزهایی که بر ما گذشت، تداعیگر سالروز تولد صادق هدایت، نویسنده «افسرده» و «رنجور» ادبیات معاصر ایران بود. هدایت این جهان را جهانی که بتواند بخواهد-اش نمیدید. او رفته بود به بهشت! ما هم روزی چند چروک بیشتر، چند ناخوشی تازه، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره میکنیم. آثار کافکا در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب بهشمار میآیند. برخی دیگر برآن اند که هدایت میان مدرنیته و سنت گیر افتاده بود و این قضیه تأثیری بسیار روی او گذاشتهبود و روحیهاش را به زوال بردهبود. این نامه در کتاب محمود کتیرایی که درباب هدایت نگاشته آمدهاست]. برخی از این افراد، پیش از مرگ یادداشت خودکشی از خود به جای گذاشتهاند که در زیر بخشهایی از این یادداشتها، و نحوهٔ خودکشی نویسندگان آنها را میخوانیم. همانقدر که از روزنامهها اطلاع به دست میآورید کافی است. چهار سال بود که با خودم میجنگیدم، آخرش غلبه کردم و دیوی که در من بیدار شده بود کشتم، برای اینکه به تو خیانت نکرده باشم. چو پرده برافتد نه تو مانی و نه من. وقتی بیرون میآیند کسی چیزی نمیبیند و در حال برگشت هستند که, … ننه حسن دید کفش دمپایی آبجی خانم آمده بود روی آب، موهای بافتهی سیاه او مانند مار به دور گردناش پیچیده شده بود، رخت زنگاری او به تناش چسبیده بود، صورت او یک حالت با شکوه و نورانی داشت مانند این بود که او رفته بود به یک جایی که نه زشتی و نه خوشگلی، نه عروسی و نه عزا، نه خنده و نه گریه، نه شادی و نه اندوه در آنجا وجود نداشت. صادق هدایت نویسندهایست که حجم آثار نوشتهشده درباب او، و بحثهایی که پیرامون آثار و اندیشههای او در طول چند دهه صورت گرفته، بسیار زیاد است. Sadegh Hedayat (1903-1951) متولد ۲۸بهمن ۱۲۸۱ به درک، میخواهد کسی این نوشتههای مرا بخواند، میخواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند، من فقط برای این احتیاج به نوشتن که عجالتاً برایم ضروری شده مینویسم. زندگی یک زندان است، زندانهای گوناگون. هدایت ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ با باز کردن شیر گاز در یک آپارتمان اجارهای در خیابان شامپیونه پاریس به زندگیاش پایان داد. نمیخواهم خیلی نظرات شخصیام را بنویسم اما خیلی سربسته بگویم هدایت از جوانی به فکر خودکشی بود. بدتر از Huis clos [دوزخ] سارتر همهچیز بیطرفانه میگذرد؛ با جار و جنجال و سروصدا. [3]. فارغ التحصیل دیپلمه از مدرسه سن لویی فرانسوی در تهران و دانشجوی انصرافی ریاضی محض از دانشگاه بلژیک و فرانسه می باشد که بعدها پدر داستان نویسی ایران شد گشتی در معروف ترین رمان های جهان | شناختهشدهترینها! این به من دلداری میدهد». هدف این پژوهش، بررسی ویژگی های زبانی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی است. - من کتاب «صادق هدایت و هراس از مرگ» را یک دهه پس از انتشارش خواندم. همگی تمام توجهشان به خواهر اوست. بهرام، دوست صمیمی همایون، سالها با عشق زن همایون، یعنی بدری، زندگی میکند و دست آخر خود را میکشد. صادق هدایت در سال ۱۳۱۶ از هند بازگشت و دوباره در بانک ملی مشغول به کار شد. با دعوت مسافر، راوی داستان به خانهی عجیب او میرود. روزی خواهر منوچهر عکس خجسته را در کنار مردی دیگر، به نام ابوالفتح، به منوچهر نشان میدهد. بیایید برخی از اشاراتِ غمگین هدایت در ماهها و سالهای پایانی زندگیاش، یعنی ماهها و سالهای متنهی به فروردین 1330، را مرور کنیم: «از حال ما خواسته باشی در نهایت کثافت عمر را به بطالت میگذرانیم». در جایی گفتهاست که اصلاً این خانم چیزی نبود که بتواند میان او و هدایت فاصله اندازد! میدانم که از این تصمیم ناگهانی من تعجب خواهی کرد، چون هیچ کاری را بدون مشورت با تو نمیکردم. The story is set in an unnamed penal colony. فصلها و سالها میآیند و میروند و اگرچه ما با آنها کاری نداریم، مثل این است که آنها با ما خیلی کارها دارند! میگویند در پاریس یکی از نزدیکان هدایت – انجوی شیرازی – این زن را فریب داده و کاری کرده که زن هدایت را ترک کند و به سمت او برود و این قضیه تأثیری بسیار روی روحیهی هدایت گذاشتهاست. نباید گول خورد. ولی اصل کار این است که باید خودمان را گول بزنیم، همیشه باید خودمان را گول بزنیم، ولی وقتی میآید که آدم از گول زدن خودش هم خسته میشود… [22]. [1], 2- «تنها یک چیز به من دلداری میدهد. در این اثر شما از سوءتفاهمی که در مواجهه با هدایت شکل گرفته، حرف میزنید. تهران-ایرناپلاس- به گفته یک پژوهشگر ادبی، انتخاب کتاب و فیلم نامناسب در شرایط بحران، مانند دوره شیوع کرونا میتواند منجر به آرامش یا افسردگی افراد شود. احتمالاً میدانید که رزمآرا نخستوزیرِ سالهای پایانی دههی 20 ایران شوهرخواهرِ صادق هدایت بود. ppt.ir بزرگترین سایت دانلود، اشتراک گذاری و فروش پاورپوینت و قالب پاورپوینت است با عضویت در ppt.ir می توانید به صورت رایگان از خدمات متنوع ما استفاده کنید. … در روزنامه خواندم که در اتریش کسی سیزده بار به انواع گوناگون قصد خودکشی کرده و همهی مراحل آن را پیموده، … بلأخره برای آخرین بار خانه را که خلوت دیده با کارد آشپزخانه همهی رگ و پی خودش را بریده و این دفعهی سیزدهمین میمیرد. اگر چنین چیزی صحیح باشد آن فرضیه که ترور رزمآرا تأثیری بسیار روی خودکشی صادق هدایت داشته ناصحیح مینماید؛ با این حال برخی دیگر میگویند که هدایت اتفاقاً رابطهای مثبت با رزمآرا داشتهاست. کتاب «طنز و طنزینه در آثار صادق هدایت» نوشته همایون کاتوزیان استاد ادبیات و تاریخ دانشگاه اکفورد که پس از بیش از دو ذهه به تازگی برای اولین بار در ایران چاپ شد، اینک به چاپ دوم رسیده است. اصلاً گمان نمیکنید که حرکت نوشتن خودش مضحک باشد؟ شاید هم از خستگی و ناخوشی است. آبجیخانم داستانی حکایتگونه است. سرتاسر زندگی ما یک حیوان bete pourchassee [تحت تعقیب] بودهایم، حالا دیگر این جانور traquee [محاصره] شده و حسابی از پا درآمده، فقط مقداری reflexes [بازتاب] به طرز احمقانه کار خودشان را انجام میدهند. کشوی آن را بیرون کشید، هفتتیر کوچکی که همیشه در سفر همراه داشت درآورد. [11]: صادق هدایت، مجموعه داستان زنده به گور، صورتکها، تهران، 1333، ص 114. ایندفعه شوخی نیست. امتحان کرد، فشنگها سر جایاش بود. بحث پیرامون خودکشی صادق هدایت در دهههای 30 و 40 و البته مقداری 50 بسیار بود. چنانکه اشاره کردم در پی بحث در مورد علل خودکشی صادق هدایت نیستم، اما بد نمیدانم مروری بر حدسزدهشدهترین علل خودکشیاش داشته باشیم. صادق هدایت از سال 1320 به بعد شهرتی بسیار یافتهبود و نوشتههایاش نزد برخی جوانان طرفداران زیادی داشتند. 12 تا از بهترین فیلمهای فمینیستی | در مدح زنبودن! نتایج جستجو برای اختلال دوقطبی و افسردگی تعداد نتایج: 794040 فیلتر نتایج به سال: آیا همراهی اختلال وسواسی- اجباری با اختلال دوقطبی نوع یک کمتر از اختلال افسردگی اساسی است؟ صادق هدایت متولد 27 بهمن 1281 در تهران، نویسنده است . [13], 3.«میخواستم مثل جونورای زمستونی تو سولاخی فرو برم، تو تاریکی خودم غوطهور بشم…». ولی صورت خونآلود بهرام به یادش افتاد… بلأخره آن را در جیب شلوارش جای داد. اسناد اداری درباره صادق هدایت چه میگویند؟ فرهنگ درد پنهان افسردگی و دیگر هیچ!. [9]. او در نامهی 13 خردادماه 1329 هم مینویسد: باری از اوضاع میهن خواسته باشید بهتر آن است که چیزی ننویسم. به کسی که دستاش از همه جا کوتاه بشود میگویند: برو سرت را بگذار بمیر. او البته فکر میکنم توقعی زیاد هم داشت و تا حد زیادی خود را هم دوست میداشت. مسافر، که گویی افکار صادق هدایت را دارد، در طول راه حواس راوی داستان را به خود جلب میکند. [8]: صادق هدایت، مجموعه داستان سه قطره خون، گرداب، تهران، 1333، ص 36. دست بر قضا، در شهر همان مسافری که داستان در مورد اوست، اتومبیل توقف میکند و قرار بر این میشود که سحر حرکت را ادامه دهند. [2]. زندگینامه از کودکی تا آغاز جوانی صادق هدایت در هفده فوریهٔ ۱۹۰۳ در تهران در خانوادهای اصلونسب دار و متشخص متولد شد. [16]. همهچیز مرا از جا در میکند. میگویند آن سالهای پایانی زمانی که هدایت بسیار حالاش از لحاظ روحی وخیم بوده و این شرایطِ بد روحی از لحاظ ظاهری هم خود را نشان دادهاست، مادر هدایت از او خواسته که از طریق رزمآرا به اروپا برود و خود را درمان کند؛ اما هدایت نپذیرفته و جملاتی را گفته که نشان از عدمعلاقهی او به رزمآرا دارند. از زندگی حیوانی و نباتی هم گذشته، به حالت سنگ افتادهایم. من در این مختصر، صرفاً نگاهی به ردپای خودکشی در تاریکخانه میاندازم. نامههای صادق هدایت به جمالزاده، برادر-اش و دیگران نیز، مخصوصاً در سالهای 1328 و 1329، سرشار از گلایه از زندگی، خستگی و افسردگی اند. بررسی زبانشناختی آثار دورههای هیپومانیا و دورههای افسردگی صادق هدایت: تأثیر اختلال دوقطبی اختلال دوقطبی نوعی اختلال عاطفی است و افراد مبتلا به آن تغییرات شدید خلقی را تجربه میکنند. اما اوج حالخرابی را میتوان در نامههای هدایت به شهیدنورایی دید. نه امیدی هست و نه آرزویی و نه آینده و گذشتهای. 3- «نه، کسی تصمیم خودکشی نمیگیرد، خودکشی با بعضیها هست. [10]: صادق هدایت، مجموعه داستان زنده به گور، آبجی خانم، تهران، نشر امیرکبیر، 1342، صص 83-82. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. این هم یکجورش است». In der Strafkolonie = In the Penal Settlement = In the Penal Colony, Franz Kafka In the Penal Colony is a short story by Franz Kafkaو written in Germanو in October 1914, revised in November 1918, and first published in October 1919. آنچه که من در این نوشتار درصدد نشاندادناش هستم این است که خودکشی در آثار هدایت و البته در افکار او از نوجوانی یا لااقل از جوانی وجود داشتهاست. مطالعهی نامههایی که نگاشته نشان از آن دارد که در سالها و خصوصاً ماههای پایانی زندگیاش بهشدت حالاش وخیمتر بوده و شدید از زندگی دلآزردهتر بودهاست. در حین گفتگو، مسافر سخنانی میگوید که میتوان آنها را عقاید خود صادق هدایت دانست. روشنفکران آن زمان هدایت را به دل افسردگی هل میدهند. [5], 6- «زندگیام وازده شده، بیخود، بیمصرف، باید هرچه زودتر کلک را کند و رفت. از دیدگاه روان پزشکی توصیفی، هنرمندان بسیاری از جمله نویسندگانی مانند صادق هدایت مبتلا به اختلال دوقطبی هستند. صادق هدایت (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ – درگذشتهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۳۰) نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی بود. این داستان کوتاه، که مربوط به 26-27 سالگی هدایت است، در واقع داستان کوتاه نیست بل یادداشتهای یک فرد افسرده و غمگین است که آرزویی جز مرگ و رهایی از زندگی ندارد. شاید عادت است و یا اینکه … هیچ – مثل اشعار جدید شد. شاید خیلی بدتر و کثیفتر». گرداب داستانِ مردی ست که عاشقِ زن دوست خود شده. تاریکخانه را مردی روایت میکند که در حین سفر به شهری دیگر با مسافری عجیب برخورد کرده. اما فارغ از اینها چیزی که خیلیها بر آن تأکید کردهاند دلزدگی هدایت از زیستن بودهاست. �V�[���Èr1��l�а���Z�X2� ?�ɽ����dfG�:~��T��hq�oK����[�����&0_~m��Q��"��- �گ�@|��>�k��ӄ�`E��a����s���/�a�A�V��6n�������Zau��I�R���_�s�����J��O4>T;$��x���dK?�N���s`���,(�߅��z�VVc����\�C�h�ǧG�'����F�v�ݬM����Umܮ��]�u��®����1�b>�fw��-���=��S~M��
�rq�j�T����B�A�[�E�s��w�4EdɽZ{��y����`�����X�ȥ�niq|���V*$`�K�ks�-���A?�E�A�7������ cba�z�JM��:ᮛ���3v�\,--7��?ſ�:�,�V= ��ZȤi-�nſ��b& ���;� ������QĨσ��v�?��_�::~m��~��^��յ�r��\|S�vQZ���KA�8U��7�m���J����?���-$�qd����Z�i��Z+/ࡍ�Ο��y�֜A�,�+3���� @��zq>��. زنده به گور از جمله نوشتههای اولیهی صادق هدایت به شمار میرود. در نامههای صادق هدایت نیز بهکرات به خودکشی اشاره میشود. این زن که البته از زنان رعیت هم نبوده با هدایت به پاریس رفته یا اینکه به طریقی به هدایت در پاریس ملحق شدهاست. او در سال 1281 متولد شد و در 19 فروردین ماه 1330 در پاریس با استفاده از گاز خودکشی کرد – اما با توجه به خودکشیهای نافرجام پیشیناش و همچنین ردپای خودکشی در آثار و نامههایی که از او به جا مانده، به ضرس قاطع میتوان گفت که هدایت نه آنکه صرفاً در هفتهها و روزهای منتهی به خودکشیاش به خودکشی فکر کرده باشد، بل از ایام جوانی، اگر نگوییم نوجوانی، به خودکشی فکر میکرده است. در نامهای که مربوط به مهرماه 1329 یعنی تقریباً 6 ماه قبل از خودکشیاش است خطاب به شهیدنورایی مینویسد: باری، هرچه فکر میکنم چیز نوشتنی ندارم – مشغول قتلعام روزها هستم، فقط چیزی که قابلتوجه است نسیان هم بر عوارض دیگر افزوده شده و این خود-اش نعمتی است. نه آیندهای که برای بهبودی آن بکوشیم و نه زال و زاتولی که در تأمین آیندهی آن تلاشی بکنیم و نه دماغی و دلی که به کاری سر خودمان را گرم کنیم. مگر میشود کسی «زندهبهگور» را در جوانی بنویسد و پس از آن بارها و بهکرات در داستانکوتاههایاش از خودکشی سخن براند و گاه از آن دفاع کند و بهیکباره در ماههای پایانی زندگیاش در اندیشهی خودکشی بیفتد؟ آن هم مثلاً با ترور رزمآرا یا چنانکه برخی گفتهاند با مرگ رفیقاش شهید نورایی؟. [نامهی هدایت به مینوی. [7]. افسردگی و یأسی که در نامههای صادق هدایت وجود دارد انسان را به یاد تکهای از گجستهدژ میاندازد، تکهای که میتواند حسن ختامی بر بحث ما در باب خودکشی در آثار صادق هدایت باشد: